
يادته تو اون روزاي کودکي
نامه مي داديم به هم يواشکي
يادته خونه مي ساختيم روي آب
با يه کاغذ و يه سقف پولکي
هميشه مي خنديديم از ته دل
يادته گريه مي کرديم الکي
تو مي گفتي مثل باغ غزلي
من ميگفتم مثل باغ ميخکي
هيچ کسي نمي تونست جدا کنه
ما رو از هم حالا با هر کلکي
آره بچه بوديم و مست خيال
اما عشقمون نبود دروغکي
حالا اما ديگه ما بزرگ شديم
ميدونم بي دل شدي راس راسکي
تو مي گي خشکيده باغ غزلت
ولي تو
ولي تو هنوزم يه باغ ميخکي
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |
هنوز اندر پي اونم
که ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه
منم چون قايقش باشم
هنوز اندر پي اونم
که عمري مرحمم باشه
شريک خنده و شادي
رفيق ماتمم باشه
هنوز اندر پي اونم
که عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش
پناه خستگيم باشه
ميگن جوينده يابندس
ولي پاهاي من خستس
منم تا با همين پاها ميرم
تا حدي که جا هست
هنوز اندر پي اونم
که اشکامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم
نکن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام
خدايا عشق من پاکه
درسته عشقي از خاکه
منم اون عاشق خاکي
که از عشق تو دل چاکه
هنوز اندر پي اونم
که اشکامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
کنه پاک و
بگه جونم
بگه جونم
نکن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |
کاشکي بودي وميديدي
ذره ذره جون سپردم
دوريت برام يه سمه سمه
قطره قطره هي ميمردم
کاشکي بودي نميذاشتي که منو از من بگيرن
کاشکي بودي نميذاشتي نميذاشتي گلاي باغچه بميرن
آرزومه که يه روزي
توي کلبه مون منو تو
پاي دل همديگه پير شيم
فقط وفقط من وتو
آرزومه هر دو باهم
سقف کلبه مون بسازيم
زير سقف آرزوها به همه مردم بنازيم
کاش ميشد منو بفهمي
درد پنهونم بدوني
حرف عمري خستگي رو
از توي چشمام بخوني
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |

اشک چشات دروغيه
اون قسمات دروغيه
با اون چشات گولم نزن
طرز نگات دروغيه
درد دلاموميگم وطعنه به تو نميزنم
خودت ميخواي که من ازت به سادگي دل بکنم
من و تو گريون ميکني با طعنه هاي نا بجا
خدا کنه سرت بياد همون که اومد سر ما
نفرين من کاري نکرد خدا خودش کاري کنه
تقاصمو بگيره واشک از چشات جاري کنه
الهي درداي دلم بشه طلسم پاي تو
غصه ودرد و غم بشه لحظه به لحظه هاي تو
خدا کنه که آه من بگيره اون دامن تو
روزاي روشنم برات بشه شب سياهه تار
کوه به کوه نميرسه آدم به آدم ميرسه
خدا اون روز نياره دستم به دستت برسه
فکر نکن که بيخيال ميگذرم از گناه تو
بايد خوب بسوزي خائن آتشه سزاي تو
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |
چقدر اين ثانيه ها نامردند
گفته بودند که بر مي گردند
برنگشتند و پس از رفتنشان
بي جهت عقربه ها مي گردند
آه اين ثانيه هاي بي رحم
چه بلايي به سرم آوردند
نه به چشمم افقي بخشيدند
نه ز بغضم گرهي وا کردند
از چه رو سبز بنامم به دروغ
لحظه هايي که يکايک زردند
لحظه ها ،همهمه هايي موهوم
لحظه ها، فاصله هايي سردند
بگذاريد ز پيشم بروند
لحظه هايي که همه بي دردند
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |
دلم ميخواست بازم تو رو
يه شب تو خواب ميديدمت
مثل گلاي نيلوفر
از روي آب ميچيدمت
بازم ميشد با هم ديگه
کنار دريا بشينيم
يا بپريم به آسمون
آبيه عشق رو ببينيم
دلم ميخواست با هم ديگه
تنهايي رو غال بزاريم
دل بکنيم از اين قفس
براي هم بال بزاريم
سر بزاريم رو دوش هم
براي هم گريه کنيم
با همه مهربون باشيم
براي هم گريه کنيم
يه پل رو آبا بزنيم
دو رنگي رو دور بزنيم
به مرکز عاشق شدن
نقطه پرگار بزنيم
بگيم به هم از دل و جون
من ميمونم تو هم بمون
نريم سراغ ديگرون
پا نزاريم رو عهدمون
اگه يکيمون بميره
اون يکي آروم نگيره
اون يکي آروم نگيره
عاشق بمونه تا که هست
چون که به عهدش اسيره
يعني اينا خياليه
فقط يه قاب خاليه
يعني اينا خياليه
فقط يه قاب خاليه
داشتن تو براي من آرزوي محاليه
داشتن تو براي من آرزوي محاليه
کاشکي ميشد که روياهام رنگ حقيقت بگيرن
تموم درد و غصه ها تو جاي سرد بميرن
کاشکي ميشد که تا ابد من و تو مال هم باشيم
براي پرواز از قفس پراي بال هم باشيم
دلم ميخواست بازم تو رو
يه شب تو خواب ميديدمت
مثل گلاي نيلوفر
از روي آب ميچيدمت
بازم ميشد با هم ديگه
کنار دريا بشينيم
يا بپريم به آسمون
آبيه عشق رو ببينيم
بگيم به هم از دل و جون
من ميمونم تو هم بمون
نريم سراغ ديگرون
پا نزاريم رو قولمون
اگه يکيمون بميره
اون يکي آروم نگيره
اون يکي آروم نگيره
عاشق بمونه تا که هست
چون که به عهدش اسيره...
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |
يه کلبه دور از همه کس
واسه من و تو واسه ما
يه جاي دنج و خلوتي
يه جايي دور از آدما
يه باغچه از گلاي رز
بارون پشت پنجره
آتيش و چاي تازه دم
رفتم تا اوج خاطره
من و تو و صداي باد
يه زندگي شاد شاد
بهت بگم دوستم داري
بهم بگي خيلي زياد
مرغ و خروس و مزرعه
يه زندگي سبز و پاک
شيرين ترين روزاي عمر
باشيم به هم ديگه حلال
مهمونمون باشند گلا
قناريا و بل بلا
همسايه هامون سبزه ها
اقاقيا و سمبلا
صاب خونمون خداي خوب
اون که هميشه ياور
حلاحل زندگيه اش
هر کي که از اون غافله
خداي من تو ميدوني
دلم به تو بسته شده
خودت ميدوني که دلم
از زندگي خسته شده
مدد کن اي خداي خوب
اين همه خواب به آب نشه
آرزو هاي شيرينم
به تلخي سراب نشه
ممد کن اي خداي خوب
اين همه خواب به آب نشه
آرزو هاي شيرينم
به تلخيه سراب نشه
مهمونمون باشند گلا
قناريا و بل بلا
همسايه هامون سبزه ها
اقاقيا و سمبلا
صاب خونمون خداي خوب
اون که هميشه ياور
حلاحل زندگيه اش
هر کي که از اون غافله......
به قلم : مشکي پوش
| نظرات ديگران ( ) |
درباره وبلاگ
نام: | |
ايميل: | |